ستاره خاموش
اگر که تنهای تنها شوم باز غم در کنار من است
آن روز....
آن روز که تو را دیدم وبه آن نگاه پرخروشت دل باختم غربت چشمانت را چه آشنا
یافتم
آن نگاه با من غریبه نبود نگاه تو را در امتداد رویاهایم دیده بودم
آن روز که نگاهم به نگاهت پیوند یافت قلب بیمار اما عاشقم به تپش افتاد ومن
ومن زندگی دوباره را با عشق تو یافتم
ای زندگانی من*** ای همه وجود من*** ای آغاز وپایان من
با تمام وجود ترانه دوست داشتن تو را فریاد می زنم
نمیدونم عاشق شدم یا نه اما اینو میدونم که وقتی باهاش حرف میزنم قلبم
میریزه پایین
صورتم گل میندازه و همش دوست دارم باهش حرف بزنم
وقتی حرف میزنه به دقت به حرفهاش گوش میدم چون همه حرفهاش
برام مهمه
وقتی که خداحافظی میکنه تازه میفهمم که چقدر بهش محتاجم
آره من عاشقم
یک عشق زمینی عشق آدمیزاد به آدمیزاد
حواست هست داری همه چیمو ازم میگیری ؟؟؟؟
قلبم رو گرفتی........دلم رو گرفتی........ حواسم رو ........ خوابم رو
از همه مهمتر روح ام رو گرفتی اما نمیدونم چرا جای خالی هیچ کدوم
رواحساس نمیکنم؟
بخاطر اینکه تو جای همشونوگرفتی
وقتی هستی روزها رو دوست دارم
چون توشون میتونم تو رو ببینم
و قتی که نیستی شبها رو دوست دارم
چون توشون میتونم خواب تو رو ببینم
زندگی به من آموخت که چگونه گريه کنم
امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگی کنم
تو نيز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم
یافتم
آن نگاه با من غریبه نبود نگاه تو را در امتداد رویاهایم دیده بودم
آن روز که نگاهم به نگاهت پیوند یافت قلب بیمار اما عاشقم به تپش افتاد ومن
ومن زندگی دوباره را با عشق تو یافتم
ای زندگانی من*** ای همه وجود من*** ای آغاز وپایان من
با تمام وجود ترانه دوست داشتن تو را فریاد می زنم
نمیدونم عاشق شدم یا نه اما اینو میدونم که وقتی باهاش حرف میزنم قلبم
میریزه پایین
صورتم گل میندازه و همش دوست دارم باهش حرف بزنم
وقتی حرف میزنه به دقت به حرفهاش گوش میدم چون همه حرفهاش
برام مهمه
وقتی که خداحافظی میکنه تازه میفهمم که چقدر بهش محتاجم
آره من عاشقم
یک عشق زمینی عشق آدمیزاد به آدمیزاد
حواست هست داری همه چیمو ازم میگیری ؟؟؟؟
قلبم رو گرفتی........دلم رو گرفتی........ حواسم رو ........ خوابم رو
از همه مهمتر روح ام رو گرفتی اما نمیدونم چرا جای خالی هیچ کدوم
رواحساس نمیکنم؟
بخاطر اینکه تو جای همشونوگرفتی
وقتی هستی روزها رو دوست دارم
چون توشون میتونم تو رو ببینم
و قتی که نیستی شبها رو دوست دارم
چون توشون میتونم خواب تو رو ببینم
زندگی به من آموخت که چگونه گريه کنم
امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگی کنم
تو نيز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم
|+| نوشته شده توسط مهسا در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 19:32 |

